خواجه نصير الدين الطوسي

547

اخلاق محتشمى ( فارسى )

خطا عبارت نكند ، و چنان كه مردم مست زشتى حالت سكر نداند تا آن اثر از مستى ديگر مشاهدت نكند ؛ ( همچنين ) مردم خشمناك قبح غضب نشناسد تا بندامت « 1 » عاقبت و نتيجهء نامرضى آن مبتلى نگردد - تا اينجا تفسير « 2 » سخن حكيم است - و در حالت « 3 » سورت خشم و فورت [ 33 ر ] غضب عقوبت جايز مدار ، كه بعد از آن اگر برو « 4 » ندامتى آرد ، بر تلافى و تدارك آن تمكن و اقتدار نتوانى داشت . و بسيار باشد كه در حالت غلبهء خشم بر عقوبت كسى كه مستوجب عقاب و عذاب نباشد ، و بر تعريك و مالش او رأى و ارادت نبود اقدام افتد ، كه در عقب آن عقوبت بعاجل مضرتها را توقع بايد داشت ، و در عاجل تبعت و گناه آن باقى ماند ، و تو به آن طبيعت و عادت در ميان مردم بخفت و تهتك منسوب گردى ، و از اين روى گفته‌اند : ملكت فاسجح ، يعنى : بر كسى چون مالك باشى ازو عفو كن ، و مؤاخذت منماى . ( بيت ) : « 5 » خشم و شهوت جمال حيوان است * علم و حكمت كمال انسان است تا تو از خشم و آرزو مستى * به خدا گر تو آدمى هستى خشم و شهوت به زير پاى در آر * تا مگر آدمى شوى يك بار [ 33 پ ] ( 42 ) اى پسر ! تحرز و تجنب واجب شناس از آنكه در ميان مردم ببد گوئى

--> ( 1 ) - ص : بوخامت . ( 2 ) - خ : معنى . ( 3 ) - خ : حال . ( 4 ) - خ : كه اگر بعد از آن به دو . ( 5 ) - خ : نظم .